بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق
که در این دامگه حادثه چون افتادم
یه آدمایی
تو زندگیت هستن

که نفس کشیدنشون
به آدم اطمینان خاطر میده...
حتی اگه همیشه کنارت نباشن.
ای بابا ...چیو میشه باور کرد تو این دنیا...فقط یه چیزی یادم هست که قول دادیم هرکی واسه دل خودش بمونه منم واسه دل خودم موندم البته اگه دلی مونده باشه...دارم داغون میشم تو این چشم انتظاری دیگه طاقت ندارم و دیگه صبر ندارم ...نمیتونم اینقدر چشم انتظار باشم و ببینمت ولی نبینمت ...سخته عزیزم سخت ...اونم من که تو این شرایطم...خیلی دارم زجر میکشم
برچسب:
نویسنده: مهراد اکبریپور